شب قدر. تویی که ادعای دست نیافتنی داشتی. در عرض 2 ساعت رام شدی. هه
برچسب:
نویسنده: غزل کریمی
برچسب:
نویسنده: غزل کریمی
گفت منتظر بمان، رفت
من منتظر ماندم،
او هم نیامد...
چیزی شبیهِ مرگ شد
بیآنکه کسی بمیرد...
برچسب:
نویسنده: غزل کریمی
امروز تولدته مبارکت باشه.
برچسب:
نویسنده: غزل کریمی
برچسب:
نویسنده: غزل کریمی
برچسب:
نویسنده: غزل کریمی
سرکارش که فرستادیش عاشق یک نفر دیگه شه 

برچسب:
نویسنده: غزل کریمی
امشب شبه قدره شبی که خدا چهره واقعی یک نفر رو بهم نشون داد . چهره یک درو غگو . شاید خدا ببخشه اما بنده خدا میتونه ببخشه؟؟؟
برچسب:
نویسنده: غزل کریمی